J
I
K
A
B

سير تحول و تشكيل سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و استان ها
سير تحول و تشكيل سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و استان ها

نخستين بار در ايران در سال ۱۳۲۷همزمان با تصويب برنامه هفت ساله عمراني اول سازمان برنامه پايه گذاري شد. وظيفه اين سازمان نظارت و مراقبت در اجراي برنامه بود و تحت نظر يك شوراي عالي يك هيات نظارت و يك مدير عامل فعاليت مي كرد. در طول برنامه هفت ساله عمراني دوم نيز سازمان برنامه با همين اركان و وظيفه مشابه مشغول كار شد. در برنامه عمراني سوم كشور سازمان برنامه از نظر تشكيلاتي تحت نظر نخست وزير قرار گرفت و وظايف آن تغيير كرد. بدين ترتيب كه مقرر گرديد سازمان برنامه كليه امور اجرايي را به وزارتخانه ها محول نمايد و تهيه و تنظيم بودجه كشور را برعهده گيرد سازمان برنامه با همين تركيب در برنامه عمراني چهارم كشور نيز انجام وظيفه كرد.

آنچه در چهار برنامه عمراني اوليه (قبل از انقلاب) حائز توجه مي باشد وابستگي سازمان برنامه به برنامه هاي عمراني كشور است. بدين معني كه وجود سازمان با وجود برنامه ملازمه داشت. در برنامه پنجم عمراني سازمان برنامه از حالت موقتي و بر اساس قانون برنامه و بودجه به يك موسسه دولتي با اهداف و وظايف خاص تبديل شد. همانگونه كه از زمان تاسيس سازمان مركزي برنامه و بودجه تشكيلات آن دچار تحولات بسيار گرديده، سازمان برنامه بودجه استانها نيز از اين تغيير و تحولات مصون نبوده است و تشكيلات امروز نتيجه تحولات و تجارب گذشته است. برنامه ريزي در ايران شروعي براي تاسيس سازمان برنامه بوده و ايجاد مراكز برنامه ريزي استاني نيز با سير برنامه¬ريزي منطقه اي پيوند خورده است بنابرين بيان تاريخچه سازمان هاي برنامه و بودجه استانها با شرح فعاليت هاي عمراني در مناطق مختلف آغاز گشته و سير تكامل آن به تشكيلات سازمان¬هاي برنامه و بودجه استانها ختم مي گردد. ايجاد دفاتر فني در مراكز استانها و فرمانداري¬هاي كل كوشش ديگري در زمينه منطقه اي كردن فعاليت هاي برنامه ريزي بود وظيفه اساسي اين دفاتر بررسي نيازهاي منطقه و ارسال گزارش به سازمان برنامه بود. اين گزارشها پس از بررسي در سازمان برنامه در صورت تصويب به دفاتر مزبور ابلاغ مي گرديد بدليل عدم قدرت تصميم گيري دفاتر فني در اجراي عمليات عمراني مناطق دچار مشكلاتي شدند. و بدين لحاظ مقرر گرديد اين دفاتر مستقل از سازمان قادر به بررسي و اجراي پروژه ها در مناطق باشند. دفاتر فني بعد از تاسيس وزارت آباداني و مسكن در سال ۱۳۴۲ به بازوهاي اجرائي و سازماني آن وزارتخانه مبدل شدند. در برنامه چهارم نيز ديدگاه¬هاي عمران نواحي، بيشتر سرمايه گذاري در مناطق مستعد بود. و هر چند هدفها و سياست¬هاي برنامه عمران ناحيه اي ايجاد رشد متعادل مناطق بود اما در عمل تاكيد بر افزايش بازده اقتصادي و رشد سريعتر توليد ملي داشت.در اواسط برنامه چهارم با تشخيص نارسائي هاي موجود در برنامه ريزي منطقه اي فعاليت هايي در جهت بهبود وضع عمران نواحي صورت گرفت. و پيشنهاداتي به مرحله اجرا گذاشته شد. از جمله به منظور منطقه اي كردن امر برنامه¬ريزي، توسعه ملي پيشنهاد گرديد. به موازات انجام مطالعات جامع ناحيه¬اي دفاتر برنامه ريزي منطقه اي به وجود آمد. تا از نزديك در جريان تهيه برنامه ها قرار گيرد و سپس اجراي هماهنگ آن را پيگيري نمايد.تشكيلات پيش بيني شده جهت انجام وظايفي كه بعهده سازمان برنامه گذاشته بود عبارتند از: دفتر عمران ناحيه اي و دفاتر برنامه ريزي منطقه اي اين واحدها در سال ۱۳۵۰ زير نظر معاونت امور طرح و برنامه قرار داشت. چون محدوده جغرافيايي دفاتر برنامه¬ريزي منطقه اي وسيع و اجراي وظايف منطقه اي كردن برنامه¬هاي عمراني و ايجاد هماهنگي در چنين محدوده هايي مشكل بود. در سال ۱۳۵۱ شاخه معاونت امور استانها در تشكيلات سازمان برنامه بوجود ¬آمد.

در برنامه پنجم بمنظور شناخت امكانات منطقه و محدوديت هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي در سطح ملي و استاني براي هر استان برنامه¬هاي عمراني ۵ ساله تحت عنوان برنامه توسعه استان مورد توجه قرار گرفت و دستور تهيه مقدمات برنامه صادر شد.

در نظام بودجه كشور، جهت استاني كردن بودجه جاري به منظور تسريع در عمليات اجرائي تجديدنظر به عمل آمد. در ۲۳ استان و فرمانداري كل كشور دفاتر برنامه و بودجه به عنوان كوششي در برقراري نظام برنامه¬ريزي غير متمركز و منطقه¬اي ايجاد گرديدند. با استقرار دفاتر برنامه و بودجه استانها طرح هاي خاص ناحيه اي جايگزين طرح هاي مجتمع عمراني گرديد.در برنامه پنجم با توسعه فعاليت كار در استانها و توجه بيشتر به امر برنامه ريزي منطقه اي تشكيلات استانها در سطح وسيعتري تصويب و اجرا شد. معاونت امور استانها با سه دفتر ستادي و ۲۳ دفتر برنامه و بودجه در استانها امور محوله را انجام داده و هماهنگي ۲۳ دفتر مذكور با دفتر امور استانها بود .در سال ۱۳۵۲ تقريبا در تمامي مناطق كشور دفاتر برنامه و بودجه ايجاد گرديد. 
از سال ۱۳۵۳ به بعد با تغييراتي كه در وضع اقتصادي كشور پيش آمد و فكر پياده نمودن سياست عدم تمركز بيشتر قوت گرفت تغييراتي در وظايف دفاتر برنامه ريزي و بودجه استانها و همچنين كار تهيه برنامه¬هاي استان پديد آمد و اختيارات بيشتري به انجمن استان داده شد.از سال ۱۳۵۵ بودجه جاري بعضي از دستگاه¬هاي اجرايي محلي به صورت استاني درآمد و انجام امور مربوط به تنظيم موافقتنامه¬هاي آنها در قالب مقررات تعيين شده به استان داده شد.در سال ۱۳۵۶ و پايان برنامه پنجم كه مقدمات تهيه برنامه ششم آغاز مي¬گرديد. كار تلفيق برنامه¬هاي تهيه شده در استانها و آنچه سازمان برنامه در قالب كلان بخش تهيه نموده بود به اشكال برخورده و برنامه هاي پشنهادي نمي¬توانست در قالب برنامه كلي گنجانده شود.

اينگونه مشكلات و همچنين موارد ديگر باعث بي نتيجه ماندن برنامه ششم مي¬گرديد. هماهنگي معاونت امور استانها از لحاظ ارتباط با ساير معاونتها و همچنين ارتباط استانها با مديريتها ضرورت تغييراتي را در معاونت امور استانها ايجاد مي نمود. در سال ۱۳۵۸ در تشكيلات مربوط به دفتر برنامه و بودجه و دفتر امور استانها تغيير حاصل نگرديد در سال ۱۳۵۹ تشكيلات برنامه و بودجه تغيير مي يابد و مجددا جهت استانها معاونتي تحت عنوان معاونت امور مناطق با يك دفتر ستادي در ذيل آن بنام دفتر هماهنگي امور مناطق ايجاد مي گردد در سال ۱۳۶۰ از لحاظ تشكيلات مقدمه تحول نسبتا بزرگي در استانها فراهم گرديد. بدين ترتيب كه مركز آمار ايران در مناطق مختلف داراي مناطق آماري بود و در واقع اين مناطق بازوي اجرايي مركز آمار بود .از سال ۱۳۶۰ به استناد مفاد لايحه قانوني مورخ15 /04/۱۳۵۹ شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ادغام مناطق آماري در دفاتر برنامه و بودجه مطرح و عنوان دفاتر برنامه و بودجه هم به سازمان برنامه و بودجه تغيير يافت. سال ۱۳۶۳ تشكيلات جديدي براي استانها پيشنهاد شد كه اجراي آن به اواخر سال ۱۳۶۳ و نيمه اول سال ۱۳۶۴ كشيده شد. در تشكيلات جديد تغييراتي از لحاظ گروهها پيش آمد. سازمان داراي دو معاون: برنامه و بودجه و نظارت و معاون آمار و اطلاعات شده و تا سال ۱۳۷۰ به همين شكل به فعاليت خود ادامه داد.
در تشكيلات جديد سال 1370 تعداد معاونين به سه نفر افزايش يافته است معاون هماهنگي و برنامه ريزي معاونت جديدي است كه مي تواند سه گروه مطالعات امور اقتصادي، تحقيقات آماري و آموزش و انفورماتيك را زير نظر خود دارد
چهار گروه امور توليدي، امور اجتماعي امور زيربنايي و گروه تلفيق و هماهنگي و نظارت زيرنظر معاون بودجه و نظارت مي توانند قرار داشته باشند معاون آمار و اطلاعات نيز گروههاي تهيه نقشه نگهداري اسناد و مدارك فني جمع آوري آمار استخراج و بازبيني اطلاعات را زير نظر دارد امور اداري و مالي و گروه فني پيمانكاران و مشاوران همچون گذشته در حوزه رياست سازمان قرار دارند .
در هشتاد و ششمين جلسه مورخ 11/12/1378 شوراي عالي اداري به منظور تحقق مطلوب وظايف و اختيارات رئيس جمهور، تأمين يكپارچگي در مديريت كلان كشور  ,همسوئي نظام¬هاي مديريتي با برنامه¬هاي ميان مدت و بلند مدت، تمركز وظايف و فعاليتهاي مرتبط و پيوسته و متجانس با يكديگر در امور برنامه¬ريزي، كاهش تداخل و توازن  وظايف سازمان¬هاي ستادي، ارتقاي توان كارشناسي  و تصميم سازي دولت و فراهم  نمودن زمينه تحقق مطلوب برنامه توسعه اقتصادي،  اجتماعي و فرهنگي كشور سازمان امور اداري و استخدامي كشور و سازمان برنامه و بودجه با كليه وظايف ,اختيارات و مسئوليت هاي قانوني و نيروي انساني و امكانات خود ادغام شده و نام آن به سازمان مديريت و برنامه¬ريزي كشور تغيير يافت و نمودار تشكيلاتي اين سازمان در تاريخ 17/4/1379 تصويب و به اجرا در آمد.

در دولت نهم آقاي احمدي نژاد در 19 مهر 85 تحول در ساختار سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور را كليد زد در همين راستا از آبان 1385 هيئت هفت نفره‎اي در دولت تشكيل شد كه وظيفه اصلي آن بررسي ادغام سازمان‌ مديريت در استانداري‌ها بود. دو ماه بعد و در جريان بررسي‎هاي لايحه بودجه سال 86، دولت وظيفه پرداخت حقوق كاركنان دولت را كه پيش از اين برعهده سازمان مديريت بود، به وزارت اقتصاد محول كرد.

همچنين در تير‎ماه 1386 با تصويب شوراي عالي اداري، سازمان مديريت و برنامه‎ريزي كشور با ادغام در نهاد رياست ‎جمهوري، به «معاونت برنامه‎ريزي و نظارت راهبردي رييس‎جمهوري» تغيير نام يافت.

آقاي احمدي نژاد در جلسه شوراي عالي اداري درباره هدف تغيير عنوان و كاركرد اين سازمان گفت كه با توجه به تغيير مأموريت‎هاي سازمان مديريت و برنامه‎ريزي كشور، بايد ساختار اين نهاد نيز دچار تحول گردد كه هدف از آن تقويت و ارتقاي نظام برنامه‎ريزي و نظارت در كشور است.

و سپس با صدور دستورالعملي خطاب به معاون اول، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و وزير كشور، دستور الحاق سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ها به استانداري هاي سراسر كشور را صادر و معاونت برنامه¬ريزي در استانداري¬ها تشكيل گرديد.
باتوجه به جايگاه و اهميت سازمان مديريت و برنامه¬ريزي در كشور و استان¬ها با انتخاب جناب آقاي دكتر روحاني به عنوان رئيس‌جمهور ايران، وي در نخستين نشست خبري خود اعلام نمود كه سازمان را احيا مي‌كند.[۸] و در روز ۲۸ خرداد (سه روز پس از انتخاب وي به عنوان رياست جمهوري)، مجلس شوراي اسلامي ايران يك فوريت براي تشكيل سازمان مديريت تصويب نمود.

جناب آقاي دكتر نوبخت معاون برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور در مورد احياي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي نيز مي‌گويد تشكيل اين سازمان از اولويت‌هاي در نظر گرفته شده است و در ۱۰۰ روز پس از تشكيل دولت تدبير و اميد اجرايي مي‌شود. با احياي مجدد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي ديگر برنامه‌ها و طرح‌هاي عمراني و اقتصادي كشور براساس ارادهٔ شخصي رييس‌جمهور تهيه و تنظيم نخواهد شد بلكه كابينه دولت يازدهم براساس نظرات و ديدگاه‌هاي كارشناسان اقتصادي و صنعتي اهتمام خود را براي اجراي برنامه‌هاي اقتصادي و توسعهٔ صنعتي كشور به كار مي‌بندد كه به ايجاد انضباط اقتصادي خواهد انجاميد.

و در نهايت در ۱۹ آبان ۱۳۹۳، با دستور رئيس جمهور و تصويب شوراي عالي اداري، با ادغام دو معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي و توسعه مديريت و سرمايهٔ انساني رئيس جمهور، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، با مصوبه شوراي عالي اداري احياء گرديد. و در تاريخ 7/2/94 با ابلاغ جناب آقاي دكتر نوبخت بعنوان معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان مديريت و برنامه¬ريزي كشور و تا عنايت به ابلاغيه شماره 12991/93/206 مورخ 26/9/93 رئيس محترم جمهور و رئيس شوراي عالي اداري و بند 2 مصوبه شوراي مزبور مقرر شد تمامي وظائف، اختيارات و فعاليت¬هاي مربوط سازمان مديريت و برنامه¬ريزي كشور در سطح استان شامل برنامه¬ريزي، بودجه¬ريزي، توسعه مديريت و سرمايه انساني، فني، نظارت و تدوين سياست¬هاي برنامه¬ريزي استان از استاداري¬هاي كشور منتزع و سازمان مديريت و برنامه¬ريزي استان¬ها تشكيل گرديد.


Powered by Tetis PORTAL